فرستنده :
پايگاه مجازي بسيج
پنج شنبه 11/12/90
در نکوهش دنيا
پرهيز دادن از دنياپرستى
شما را از دنياپرستى مىترسانم، زيرا منزلگاهى براى کوچ کردن، نه منزلى براى هميشه ماندن است، دنيا خود را با غرور زينت داده و با زينت و زيبايى مىفريبد، خانهاى که نزد خداوند بىمقدار است زيرا که حلال آن با حرام، و خوبى آن با بدى، و زندگى در آن با مرگ، و شيرينى آن با تلخيها درآميخته است، خداوند آن را براى دوستانش انتخاب نکرد. و در بخشيدن آن به دشمنانش دريغ نفرمود خير دنيا اندک و شر آن آماده و فراهم آمدهاش پراکنده، و ملک آن غارتشده، و آبادانى آن رو به ويرانى نهاده است، چه ارزشى دارد خانهاى که پايههاى آن در حال فرو ريختن و عمر آن چون زاد و توشه پايان مىپذيرد؟ و چه لذتى دارد زندگانى که چونان مدت سفر به آخر مىرسد؟
روش برخورد با دنيا
مردم! آنچه را خدا واجب کرده جزو خواستههاى خود بدانيد، و در پرداختن حقوقالهى از او يارى طلبيد، و پيش از آنکه مرگ شما را بخواند گوش به دعوت او دهيد، همانا زاهدان اگر چه خندان باشند، قلبشان مىگريد، و اگر چه شادمان باشند اندوه آنان شديد است، و اگر چه براى نعمتهاى فراوان مورد غبطه ديگران قرار گيرند اما با نفس خود در دشمنى بسيارى قرار دارند.
نکوهش از غفلت زدگان
ياد مرگ از دلهاى شما رفته، و آرزوهاى فريبنده جاى آن را گرفته است، و دنيا بيش از آخرت شما را تصاحب کرده، و متاع زودرس دنيا بيش از متاع جاويدان آخرت در شما نفوذ کرده است، و دنيازدگى قيامت را از يادتان برده است. همانا شما برادران دينى يکديگريد، چيزى جز درون پليد، و نيت زشت، شما را از هم جدا نساخته است، نه يکديگر را يارى مىدهيد، نه خيرخواه يکديگريد، و نه چيزى به يکديگر مىبخشيد، و نه به يکديگر دوستى مىکنيد. شما را چه شده است؟ که با به دست آوردن متاعى اندک از دنيا شادمان مىگرديد! و از متاع بسيار آخرت که از دست مىدهيد اندوهناک نمىشويد! اما با از دست دادن چيزى اندک از دنيا مضطربشده که آثار پريشانى در چهرهها آشکار است و بىتابى مىکنيد، گويا اين دنيا محل زندگى جاودان شما و وسائل آن براى هميشه از آن شماست، چيزى شما را از عيبجويى برادر دينى باز نمىدارد جز آنکه مىترسيد مانند آن عيب را در شما به رختان کشند، در بىاعتنايى به آخرت و دوستى دنيا يکدل شدهايد، و هر يک از شما دين را تنها بر سر زبان مىآوريد، و چنان از اين کار خشنوديد همانند کارگرى که کارش را به پايان رسانده و خشنودى مولاى خود را فراهم کرده است.
فرستنده :
محمد حسن اسايش
دوشنبه 24/11/90
قاتل کشیده خنجربران برای ما درزیر تیغ بسته بود دست وپای ما
از بهر کشتن این همه تعجیل از چه رو ظالم مگر چه بود به عالم خطای ما
دور از دیاروشهر ووطن بیکس وغریب مادر کجاست گریه کنددر عزای ما
دیگر نمانده است امید نجات هیچ در کشوری که نست کسی آشنای ما
یارب میان قاتل ومقتول حکم کن ای خالقی که آگهی از ابتلای ما
درآرزوی کعبه ی مقصود عاقبت شد در کنار جسر مصیب منای ما
باد صباببر خبر قتل کودکان ازراه مرحمت بسوی پیشوای ما
حارث برای خاطرزر قتل می کند تا کاخ خونبنا کند از خونبهای ما
بر انتقام خون یتیمان بی گنه زود است کردگار بگیرد جزای ما
نابود کاخ ظلم وستم گردداز خدای دروقت مرگ نیست بجز این دعای ما
ریزد سرشک (کرببلایی)به خاک غم هر لحظه یاد می کنداز کربلای ما
---به نقل از شکوفه های غم اثر طبع ناد علی کربلایی -ص 133 -موسسه مطبوعاتی خزر-تهران
فرستنده :
محمد حسن اسايش
دوشنبه 24/11/90
قاتل کشیده خنجربران برای ما درزیر تیغ بسته بود دست وپای ما
از بهر کشتن این همه تعجیل از چه رو ظالم مگر چه بود به عالم خطای ما
دور از دیاروشهر ووطن بیکس وغریب مادر کجاست گریه کنددر عزای ما
دیگر نمانده است امید نجات هیچ در کشوری که نست کسی آشنای ما
یارب میان قاتل ومقتول حکم کن ای خالقی که آگهی از ابتلای ما
درآرزوی کعبه ی مقصود عاقبت شد در کنار جسر مصیب منای ما
باد صباببر خبر قتل کودکان ازراه مرحمت بسوی پیشوای ما
حارث برای خاطرزر قتل می کند تا کاخ خونبنا کند از خونبهای ما
بر انتقام خون یتیمان بی گنه زود است کردگار بگیرد جزای ما
نابود کاخ ظلم وستم گردداز خدای دروقت مرگ نیست بجز این دعای ما
ریزد سرشک (کرببلایی)به خاک غم هر لحظهیاد می کنداز کربلای ما
---به نقل از شکوفه های غم اثر طبع ناد علی کربلایی -ص ۱۳۳ -موسسه مطبوعاتی خزر-تهران